آموزش خط میخی

نحوه رمز گشايی خط ميخی فارسی باستان

درود بر شما ، امروز نمي خوام زياده حرف بزنم چون مطلب امروز طولانيه و در مورد اين مطلب يكم بايد توضيح بدم . فقط اين رو بدونين كه مطلب امروز يه پيشكش به دوستداران زبان فارسي باستان ه ، خب ديگه وقتتون رو نمي گيرم ميرم سز اصل مطلب .

نمايشگاه كتاب امسال تو يكي از غرفه ها بصورت كاملا اتفاقي به انتشارات مهرنامگ برخوردم كه تو ليست كتابهاشون يك كتاب توجهم رو به خودش جلب كرد ، كتابي باعنوان :

راهنماي زبان فارسي باستان ( دستور زبان ، گزيده متون ، واژه نامه ) نوشته : دكتر چنگيز مولايي

 كتاب رو كه باز كردم بنظرم بسيار جالب اومد و سريعا اون رو خريدم امروز مي خوام اين كتاب رو معرفي كنم و يك مطلب از مطالب اين كتاب رو براتون بنويسم .

اين كتاب داراي يك مقدمه و سه بخش به شرح زير است :

در مقدئمه كتاب ، به تفصيل ، درباره زبان فارسي باستان و مسائل مربوط به خط و نظام كتابتي آن بحث شده است .

در بخش اول ، دستور زبان فارسي باستان مطابق اصول و روشمتعارف زبان شناسي تاريخي – تطبيقي تاليف شده و ساخت هاي مختلف دستوري در هر مورد با ساخت هاي همسان و مشابه خود در زبان هاي اوستايي و سنسكريت ، با امعان نظر ، به صورت اصلي آن در هندواروپايي ، مقايسه شده است .

در بخش دوم ، گزيده اي از متون فارسي باستان مشتمل بر متن كامل پنج كتيبه آمده ، در گزينش اين متن ها بيشتر ، نياز دانشجويان كارشناسي ارشد رشته فرهنگ و زبان هاي باستاني و به تبع آن گنجاندن سرفصل درس مقدماتي « زبان فارسي باستان »‌ مورد نظر بود . در حرف نويسي و آوا نويسي از روش رولاند كنت به لحاظ سادگي در امر آموزش فارسي باستان پيروي شده است .

در بخش سوم ، واژه نامه جامع فارسي باستان اختصاص يافته ، در اين بخش ، ذيل هر مدخل ، پس از ذكر معاني لغات و مشخصات دستوري لازم ، درباره ريشه و وجه اشتقاق واژه ها ، با مراجعه به تعابير و آراي دانشمندان بحث شده و گونه بازساخته آنها در هندواروپايي ،‌ معادلشان در زبان هاي اوستايي و سنسكريت و بازمانده آنها در زبان هاي ايراني ميانه و فارسي دري آمده است .و . . .

در خاتمه كتاب ، فهرستي از لغات فارسي دري به ترتيب الفبايي تنظيم يافته و در مقابل هر لغت ، شماره صفحه يا صفحه هايي كه واژه در آن مورد بحث شده قرار گرفته است .

در اينجا لازم است سخن نويسنده كتاب را از قسمت پيش گفتار كتاب مستقيما نقل كنم ، چراكه سخن ايشان سخن بنده نيز بوده و مطمئنا سخن شما نيز هست :

" در پايان برخود فرض مي دانم از سركار خانم سپيده نوروزي ، مدير محترم انتشارات مهرنامگ ، به سبب ياوري هاي بي دريغ و تلاش بي وقفه ، در چاپ و نشر اين كتاب سپاسگذاري كنم . هم ايشان بودند كه مرا واداشتند تا يادداشت هاي پراكنده خود را سامان بخشم ، و در قالب كتاب حاضر ، به پيشگاه ارباب فضل و ادب و دوستداران فرهنگ و زبان هاي باستاني ايران تقديم كنم . توفيق ايزدي همواره دليل راهشان باد . "

 

نحوه رمز گشايي خط ميخي فارسي باستان

خط ميخي فارسي باستان پس از انقراض دولت هخامنشي از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد ؛ تا اينكه ، اخبار و گزارش هايي كه جهانگردان و سياحان اروپايي از اوايل قرن هفدهم ميلادي به اين سوي ، به هنگام سير و سياحت در شرق و بازديد از ويرانه هاي تخت جمشيد ، فراهم كرده بودند ، توجه دانشمندان اروپايي را به آن جلب نمود . در قرن هجدهم ميلادي ،چندين كتيبه به خط ميخي فارسي باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت كامل يكي از كتيبههاي داريوش در تخت جمشيد ( DPC ) كه ، شاردن Chardin جهانگرد معروف فرانسوي ، در سال 1711 ، آن  را منتشر كرد ؛ همچنين كتيبه اي از خشايارشا بر روي گلداني از سنگ مرمر كه كنت كايلوس Count Caylus ، در سال 1762 ، گزارشي درباره آن به محافل علمي آن روزگار ارائه نمود .

در سال 1765 ، كارستن نيبور Carsten Niebuhr رونوشتهاي دقيقتري از كتيبه سه زباني تخت جمشيد تهيه كرد و پس از بازگشت از شيراز ، در سال 1778 ، به انتشار آن پرداخت . نيبور از بررسي اين اسناد به خوبي دريافت كه ، كتيبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطي كاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحي بعد ؛ در سال 1798 م ؛ اولاف گرهارد تيخسن Olav Gerhard Tychsen پي برد كه اين سه نظام خطي متفاوت در كتيبه ها ، در حقيقت ، مبين سه زبان مختلف هستند و نشانه ميخ مانند موربي كه در ساده ترين نوع اين سه شيوه كتابت به طور منظم پس از چند علامت تكرار مي شود ، ظاهرا نشانه مقسم كلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، اين كتيبه ها را متعلق به دوره اشكانيان دانست . در سال 1802 م ؛ فردريش مونتر Friedrich Munter مستقل از تيخسن ، علامت واژه جداكن را در اين كتيبه ها تشخيص داد و تصور كرد كه ، گروهي از نشانه هايي كه در اين سنگ نبشتهها بيشتر از نشانه هاي ديگر تكرار مي شود ، احتمالا بر مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت  مي كند . او از روي برخي از قراين احتمال داد كه كتيبهها متعلق به دوره هخامنشي هستند . عليرغم مساعي مستمر اين دانشمندان و چند تن ديگر ، هنوز پيشرفت واقعي در گشودن رموز خط ميخي فارسي باستان حاصل نشده بود ، تا اينكه گئورگ فردريش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلماني ، در سال 1802 ، به اين كار همت گماشت .

گروتفند كار خود را با تطبيق و مقابله دو كتيبه از تخت جمشيد ( كتيبه هاي DPA و XPE ) شروع كرد و ديري نگذشت كه به موفقيتي چشمگير دست يافت . او نيز ، تصور كرد كه  كتيبه ها به سه شيوه خطي متفاوت نوشته شده اند ، ميخ مورب در آنها علامت يا نشانه واژه جداكن است ؛ كتيبه ها به پادشاهان هخامنشي تعلق دارند و اساسا حاوي اسامي و القاب اين پادشاهان اند ، و زبان ساده ترين نوع اين نبشته ها – كه در اصل به فارسي باستان بود -  شبيه و همانند زبان اوستايي است . او همچنين ، احتمال داد كه القاب و عناوين پادشاهان هخامنشي مشابه القاب پادشاهان ساساني است و القاب  پادشاهان اخير در ا« زمان  ، توسط سيلوستر دوساسي Silvestre de sacy به اين صورت معلوم شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ايران و انيران ، پسر Y شاه بزرگ »

پيش از ذكر  جزئيات مربوط به نحوه كار گروتفند ، براي سهولت مقايسه ، آوانوشت دو كتيبه اي كه اساس كار او در رمز گشايي خط ميخي فارسي باستان بود ، در ذيل ارائه مي شود :

 

كتيبه خشايارشا XPa

 

كتيبه داريوش DPa

xsayArsA

DArayavauS

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

DArayavauS  xSAya"iyahyA

viStAspahyA

Puca   HaxAmaniSiya

Puca   HaxAmaniSiya

 

( haya imAm tacaram akuanuS )

 

 

 

گروتفند به روشني دريافت كه در اين دو كتيبه گروهي از نمادها عينا تكرار مي شود و گروهي ديگر با هم تفاوت دارد . بنابراين ؛ نتيجه گرفت كه كتيبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهي از نشانه هايي كهعينا يا با جزئي اختلاف تكرار مي شود ، معرف كلمه « شاه » است و گروهي كه با هم تفاوت دارد ، بر اسامي اين دو شاه دلالت مي كند . بر پايه اين استدلال و نيز ، بر اساس الگوي ياد شده كتيبههاي ساساني ، او از اين دو نبشته ، كتيبه دوم ، يعني كتيبه خشايارشا را ، موقتا ، به صورت زير ترجمه كرد :

 

« X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، Y شاه را پسر ، هخامنشي »

 

ترجمه « Y شاه را پسر » بر اساس اين تصور بود كه واژه Y در سنگ نوشته اول ، نخستين كلمه اي بود كه كتيبه با آن شروع مي شد و به نظر مي رسيد نام پادشاهي باشد كه كتيبه به نام او نوشته شده است ، اما همين نام در كتيبه دوم در جايگاهي پس از عنوان « شاه شاهان » با يك لاحقه اضافي به كار رفته بود . به همين دليل ، او تصور كرد كه اين واژه از طريق همين لاحقه اضافي با واژه بعدي ، كه مفهوم « پسر » داشت ، ارتباط يافته است . علاوه بر اين ، گروتفند متوجه شد نامي كه كتيبه اول با آن آغاز مي شود ، در كتيبه دوم در جايگاه نام پدر  « X شاه  » قرار گرفته است . از سوي ديگر ، در كتيبه دوم پس از نام پدر كلمه شاه به كار رفته ، در حالي كه در كتيبه اول پس از نام پدر ، اين كلمه استعمال نشده بود . از اين امر او نتيجه گرفت كه ، اين دو كتيبه متعلق به پدر و پسري است كه هر دو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر ، شاه نبود . بنابراين ، او در فهرست شاهان هخامنشي كه از روي منابع يوناني به دست آمده بود ، به دنبال نام پدر و پسري گشت كه داراي مشخصات فوق باشند . در ميان پادشاهان هخامنشي ، نام كوروش و كمبوجيه از يك سو ، و نام داريوش  و خشايارشا از ديگر سو ، مي توانست مشمول اين احتمال باشد . از اين اسامي ، گروتفند نام كوروش و كمبوجيه را كنار گذاشت ؛ چون تصور مي كرد اين دو نام بايد با حروف يكساني شروع شوند ، در حالي كه اسامي مذكور در كتيبه ها با دو حرف مختلف شروع شده ودند . البته ، در اينجا يك تصادف محض به ياري او شتافت ؛ چون نام كوروش و كمبوجيه در خط فارسي باستان بنا به پاره اي از دلايل كتابتي با دو حرف مختلف شروع مي شوند . به هر حال ، مجموع اين دلايل گروتفند را به اين عقيده رهنمون گشت كه نويسنده كتيبه دوم بايد خشايارشا باشد و نويسنده كتيبه اول پدرش ، داريوش ، كه پدر او گشتاسب ( ويشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدي ، تعيين ارزش آوايي اين علايم به عبارت ديگر تلفظ پارسي باستان اين اسامي بود . در اين مورد ، گروتفند به صورت اين اسامي در متون متاخر ايراني توجه كرد و ارزش آوايي كلمات مورد بحث را به صورت زير مشخص نمود :

 

گونه صحيح اسامي در كتيبه ها

 

تلفظ پيش نهادي گروتفند

V - i - s - T - a - S p

g-o-sch-t-a-s-p

D - A - R - Y - V - U - s

d-a-r-h-e-u-sch

X - s - Y - A - R - S - A

Kh-sch-h-a-r-sch-a

 

بدين ترتيب ، گروتفند توانست ارزش آوايي 15 نشانه از حروف خط ميخي فارسي باستان را معين كند . البته ، بعدها ، معلوم شد كه از اين 15 حرف ، فقط ارزش آوايي 10 حرف صحيح بوده است . علاوه بر سه نام ياد شده ، لغات « بزرگ » و « شاه » تنها كلماتي بودند كه گرتفند به درستي آنها را  تشخيص داد و بعدها ، در سال 1815 ، نام كوروش را در كتيبه مرغاب CMA شناسايي كرد .

پس از تلاش هاي گروتفند ، به دنبال يك وقفه نسبتا طولاني ، در امر رمز گشايي ، خط ميخي فارسي باستان  ، دانشمندان دگرباره ، به اين كار اهتمام ورزيدند . در سال 1826 م ؛ راسموس راسك R. Rask دانماركي در عبارت « شاه شاهان » لاحقه اضافي جمع را شناسايي كرد . در سال 1836 م ؛ اوژن بورنوف O. Burnouf اوستا شناس فرانسوي توانست ارزش آوايي تعداد زيادي از حروف فارسي باستان را در يكي از كتيبه ها مشخص كند . او در سال 1839 ، پي برد كه تعدادي از صامت هاي متصل به مصوت a را شناسايي كرد . او در سال 1839 ، پي برد كه تعدادي از صامت ها فقط پيش از مصوت i و تعدادي ديگر پيش از مصوت u به كار مي روند ؛

در سال 1846 ، راولينسون H. Rawlinson و هينكس Hinks ؛ در سال 1847 ، اوپرت Oppert هر يك مستقل از ديگري دريافتند كه اين صامتها هر كدام  يك مصوت i يا u به همراه دارند .

اوپرت همچنين ، ساخت آواگروه هاي  ai و au را در كتيبه هاي فارسي باستان روشن كرد و ، يادآوري نمود كه صامت هاي غنه m و n در خط فارسي باستان پيش از واج هاي انسدادي به كتابت در نمي آيند . بدين تريتيب ، رمز خواندن خط ميخي فارسي باستان گشوده شد و نهايتا ، راه براي خواندن خطوط ميخي ديگر و به تبع آن دستيابي به ادبيات غني بين النهرين هموار گشت .

 

 

درباره تاريخچه رمزگشايي خط ميخي فارسي باستان

R.G.Kent , old Persian , Grammer , Texts , Lexicon , New Haven 1953 , pp . 10 seq.

منبع اصلي كتاب ( مطلب بالا )

دكتر چنگيز مولايي ، راهنماي زبان فارسي باستان ( دستور زبان ، گزيده متون ، واژه نامه ) ، نشر مهر نامگ ، قيمت 3000 تومان

 

خب اينم از مطلب امروز اميدوارم خوشتون اومده باشه و اميدوارم كه براي حمايت كردن از اين انتشارات و مخصوصا اين نويسنده ، كه كار بسيار بزرگي رو انجام دادند ، اين كتاب رو خريداري كنيد و اين كار باعث بشه بزودي كتاب آموزشي جديدي از آقاي مولايي و نشر مهرنامگ در منازلمون داشته باشيم . باز هم از ايشون و انتشارات مهرنامگ سپاسگذارم . . . پاينده ، آزاد و سربلند باشيد . قربان شما ناصر حاجلو . . . . جاويد ايران زمين .

نویسنده : ناصر حاجلو : ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۱۳
Comments نظرات () لینک دائم